historiographie

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\is.tɔ.ʁjɔ.ɡʁa.fi\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ historiographier
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ historiographier
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ historiographier
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ historiographier
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ historiographier

اسم

  1. بررسی انتقادی آثار تاریخی از نظر منابع و روش‌ها.
  2. مجموع نوشته‌های تاریخی دربارهٔ موضوعی خاص و جریان‌های آن.

مثال‌ها