hivernage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\i.vɛʁ.naʒ\/

اسم

  1. زمان توقف کشتی‌ها در فصل بد
  2. بندر امن برای توقف در فصل بد
  3. توقف فعالیت‌ها در فصل سرد
  4. نگهداری دام در طویله در زمستان
  5. ماندن زنبورها در کندو در فصل سرد
  6. شخم پیش از زمستان
  7. فصل باران در مناطق گرمسیری

مثال‌ها