solide

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · فعل · /\sɔ.lid\/

صفت

  1. جامد، سفت؛ دارای قوام.
  2. محکم، استوار؛ پایدار و مقاوم در برابرِ ضربه و گذرِ زمان.
  3. واقعی، جدی، بادوام و استوار
  4. قوی، خشن، نیرومند
  5. حجمی؛ دارای سه بُعدِ طول، عرض و ارتفاع.
  6. «زاویهٔ فضایی»: همتای سه‌بعدیِ زاویهٔ مسطح.
  7. درشت‌اندام، ورزیده.

اسم

  1. جامد؛ حالتِ بنیادینِ ماده که حجم و شکلِ مشخصی دارد.
  2. جسمِ فضایی؛ شکلِ سه‌بعدی.
  3. سودِ مادی؛ چیزِ واقعی و ملموس.

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ solider، به معنای محکم کردن.
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ solider، به معنای محکم کردن.
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ solider، به معنای محکم کردن.
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ solider، به معنای محکم کردن.
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ solider، به معنای محکم کردن.

مثال‌ها