plan

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\plɑ̃\/

اسم

  1. صفحه
  2. بخش مسطح سازه
  3. مجموعهٔ دو بالِ هواپیما
  4. (سینما) نما؛ برداشتِ پیوسته میانِ روشن و خاموش شدنِ دوربین
  5. (سینما) تصویرِ ضبط‌شده یا نمایش‌داده‌شدهٔ همان نما
  6. دیدگاه، منظر؛ در ترکیب یعنی «از نظرِ…»
  7. (قدیمی، عامیانه) غلافی که در مقعد جا می‌دهند تا چیزِ باارزشی را پنهان کنند

صفت

  1. صاف و مسطح؛ که نه انحنا دارد و نه موج
  2. دارای سطحِ صاف و هموار

مثال‌ها