carte

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kaʁt\/

اسم

  1. نقشه
  2. نقشهٔ جغرافیاییِ یک کشور یا منطقه
  3. ورق؛ مقوای مستطیلی با نقش یا نشان که با آن بازی می‌کنند
  4. کارت کوچک حاوی اطلاعات گوناگون.
  5. کارتِ پلاستیکی با تراشه یا نوارِ مغناطیسی
  6. بُرد؛ صفحهٔ مدارِ چاپی که قطعه‌های الکترونیکی را به هم می‌پیوندد
  7. منو؛ فهرستِ خوراک و نوشیدنیِ رستوران
  8. مقوای نازک و محکمِ پشتِ جلد در صحافی
  9. کارتِ هم‌اندازهٔ ورق با تصویرِ چهره‌ای مشهور، بیشتر ورزشی
  10. کارت ویزیت.
  11. مقوا ساخته‌شده از چند لایه کاغذ.
  12. (قدیمی) پایهٔ مقواییِ کوچک که خرده‌ریزِ فروشی را روی آن می‌چیدند

مثال‌ها