planifier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pla.ni.fje\/

Conjugaison du verbe planifier

فعل

  1. سازماندهی زمانی توالی رویدادها
  2. سازماندهی طبق برنامه دقیق
  3. پیش‌بینی کردن

مثال‌ها