planche

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\plɑ̃ʃ\/

اسم

  1. تکه چوب بریده شده با ضخامت کم (تخته / الوار).
  2. تصویری درباره یک موضوع واحد که بیشتر یا تمام یک صفحه از کتاب یا فرهنگ لغت را اشغال می‌کند (تصویر تمام‌صفحه).
  3. روی آب خوابیدن؛ نوعی شناوری که بی‌حرکت به پشت روی آب دراز می‌کشند.
  4. تکه چوب تخت یا صفحه فلزی که روی آن طرح یا موسیقی حکاکی می‌شود (لوح حکاکی / کلیشه).
  5. چاپ گرفته شده از روی این صفحه حکاکی شده (چاپ حکاکی / گراور).
  6. بخش کاشته شده یا کرت‌بندی شده به شکل مستطیل برای پرورش گل، سبزیجات و گیاهان (کرت / باغچه).
  7. نعل آهنی با شکل خاص که به پای قاطر می‌زنند (نعل مخصوص قاطر).
  8. آدمِ لاغر و بی‌برجستگی؛ «تخته».
  9. گزارش نوشتاری ارائه شده در لژ فراماسونری (گزارش فراماسونری).
  10. صحنه‌ای که بازیگران روی آن ظاهر می‌شوند (صحنه تئاتر / سن).
  11. اسکیت‌برد.
  12. نوار زمین شخم‌زده برای ایجاد شیارهای منظم جهت کمک به زهکشی (نوار زمین شخم‌زده).

صفت

  1. تخت، صاف.

مثال‌ها