photoplan
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fo.to.plɑ̃\/
اسم
ترکیب عکسهای هوایی در مقیاس متوسط روی شبکه نقاط شناختهشده.
تصویر حاصل از مونتاژ عکسهای قدیمی قائم که هر کدام اصلاح و مقیاسبندی شدهاند.
Mots liés
photoplan orthogonal
photosensibilisateur
photosphère
photosynthèse
phototaxisme
photothérapie
phototropisme
phototypie
PHP
phragmite aquatique
phrase
phraséologie
phraser
phrases
phraseur
phraseur
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی