planification

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pla.ni.fi.ka.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل سازماندهی پیشاپیش مراحل و اهداف یک فعالیت
  2. برنامه‌ریزی هماهنگ اهداف و وسایل توسط دولت در یک حوزه

مثال‌ها