plancher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\plɑ̃.ʃe\/

Conjugaison du verbe plancher

اسم

  1. کف
  2. کف پایینی که روی آن راه می‌روند
  3. کف بالایی، سقف
  4. آستانه
  5. افق پایینی با نفوذپذیری کمتر که مانع نفوذ آب به خاک می‌شود
  6. خط پایینی درجهٔ سقوط

فعل

  1. شوخی کردن.
  2. ارائه کار کتبی در جلسه.
  3. سخت روی موضوع کار کردن.

مثال‌ها