chercher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʃɛʁ.ʃe\/

Conjugaison du verbe chercher

فعل

  1. گشتن، جستجو کردن
  2. (se chercher) در جستجوی خود بودن
  3. رفتار کردن انگار که در جستجوی چیزی است، در مورد اشیاء بی‌جان
  4. (chercher à) در پی آن بودن که، کوشیدن
  5. تصنعی بودن، متکلفانه بودن
  6. (با فعل‌های aller و venir) رفتن یا آمدن از پیِ چیزی، آوردن
  7. (دربارهٔ کسان) رفتن و آوردنِ کسی، دنبال کسی رفتن
  8. رفتن پیِ گرفتن چیزی
  9. (گفتاری) دنبال دعوا گشتن، سربه‌سر گذاشتن

مثال‌ها