cheval

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʃə.val\/

اسم

  1. اسب
  2. گوشتِ اسب
  3. اسبِ بخار؛ نامِ رایجِ واحدِ توانِ مکانیکی
  4. اسبِ مالیاتی؛ واحدِ محاسبهٔ مالیاتِ خودرو (cv یا CV)
  5. هروئین
  6. خرکِ ژیمناستیک؛ دستگاهی برای خرکِ حلقه‌دار و پرشِ خرک
  7. (تحقیرآمیز) آدم؛ در گذشته بیشتر آدمِ کندذهن
  8. نگارهٔ اسب در نشانِ خانوادگی، که معمولاً از نیم‌رخ و در حالِ گام برداشتن است
  9. مهرهٔ اسب؛ در بازی‌هایی چون «اسب‌های کوچک» و گاه اسبِ شطرنج
  10. عیبِ مرمر؛ حفره‌ای پر از مادهٔ پودری و خاکی
  11. مقاله‌ای که در پایینِ ستونِ آخرِ صفحهٔ یکِ روزنامه آغاز می‌شود
  12. مهره ارتقایافته فیل در شوگی
  13. سوارکاری

مثال‌ها