که ضعیف و نحیف است. — نکته کاربرد: در مورد افراد یا چیزهایی گفته میشود که ظاهر یا کیفیت، نیروی مورد انتظار را ندارند.
مثالها
Il me restait une chétive maison, je l'ai vue pillée et détruite. — خانهای ضعیف برایم باقی مانده بود، آن را غارتشده و ویران دیدم.
- Je ne me lassais point d’admirer la bizarre réunion de ces misérables mortels […] que le hasard s’était néanmoins plu à rassembler pour les soumettre à une existence aussi chétive, aussi précaire. — از تحسین اجتماع عجیب این فانیان بدبخت […] که تصادف با این حال خوشحال شده بود آنان را گرد آورد تا وجودی به این چستی و به این ناپایداری را بر آنان تحمیل کند، خسته نمیشدم.
C’étaient de chétives terres, produisant de chétives récoltes et nourrissant de médiocres moutons. — زمینهایی چست بودند که محصولاتی چست تولید میکردند و گوسفندان متوسطی را تغذیه میکردند.