هنگامِ جدا شدن از کسی در طولِ روز؛ خداحافظ، روزِ خوش. (شبهنگام بهجایش «شب بخیر» میگویند.)
(تحقیرآمیز) ندایی برای بیانِ اکراه، رد کردن یا بیارزش شمردنِ چیزی؛ دیگر واویلا، دیگر هیچ
(کمکاربرد) عبارتِ ادب هنگامِ پایان دادن به گفتوگوی تلفنی
(کمکاربرد) از سرِ تشریفات و بهجای «تا دیدارِ بعد»، چون در تلفن طرف را نمیبینیم یا هرگز ندیدهایم؛ و گاه برای رساندنِ اینکه نمیخواهیم دوباره او را ببینیم، آنجا که انتظارِ همان «تا دیدارِ بعد» را داشته است
مثالها
Que le soleil est beau quand tout frais il se lève,
Comme une explosion nous lançant son bonjour !
— Bienheureux celui-là qui peut avec amour
Saluer son coucher plus glorieux qu’un rêve ! — خورشید چقدر زیباست وقتی تازه طلوع میکند،
مانند انفجاری که سلام صبحگاهیاش را به ما میفرستد!
— خوشا به حال آن که بتواند با عشق
به غروب باشکوهتر از یک رؤیا سلام کند!
Tu passeras le bonjour à ta mère. — به مادرت سلام برسان.
des petits garçons m’ont dit le bonjour si doucement qu’il me servira pour des semaines. — چند پسربچه چنان شیرین به من سلام کردند که برای هفتهها به کارم خواهد آمد.
Bonjour, monsieur le Président. — سلام، جنابِ رئیسجمهور.
Bonjour, mon ami. — سلام، دوستِ من.
Cependant la prairie s’était peuplée. D’un pré à l’autre, on disait : « Bonjour » ou « Beau temps » ; c’était tout. — با این حال چمنزار پر از آدم شده بود. از این کشتزار به آن کشتزار میگفتند: «سلام» یا «هوا خوب است»؛ همین و بس.