dernier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\dɛʁ.nje\/

صفت

  1. آخرین (در مجموعه‌ای مرتب)
  2. واپسین؛ آخرین
  3. جدیدترین
  4. متأخر؛ اواخرِ (دوره)
  5. منتها درجه (خوب یا بد)
  6. پست‌ترین
  7. کمترین مطلوب، چیزی که باید بیشترین اجتناب را از آن کرد

اسم

  1. شخصی که بعد از همه می‌رسد
  2. این آخری (اشاره به آخرین موردِ گفته‌شده)

مثال‌ها