dérouiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.ʁu.je\/

Conjugaison du verbe dérouiller

فعل

  1. زنگ‌زدایی کردن، زنگ چیزی را گرفتن.
  2. سرحال آوردن، از خشکی درآوردن (بدن یا ذهن).
  3. کتک مفصل زدن، گوشمالی دادن.
  4. زنگار خود را از دست دادن، زنگ‌زدودن.
  5. به کارکرد عادی برگشتن، دوباره چابک شدن.
  6. کتک خوردن، گوشمالی دیدن.
  7. تاوان دادن، عواقب چیزی را کشیدن.
  8. (عامیانه) رابطه جنسی با یک روسپی داشتن.

مثال‌ها