dérober

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.ʁɔ.be\/

Conjugaison du verbe dérober

فعل

  1. ربودن
  2. برداشتن اندیشه یا متنی از اثر دیگری و نسبت دادن به خود
  3. گرفتن وقت از ساعات عادی کار
  4. پنهان کردن؛ مانع دیدن شدن
  5. دزدیدن؛ مخفی کردن
  6. کنار رفتن ناگهانی از کنار مانع (درباره اسب)
  7. خود را از چیزی ناخوشایند دور کردن
  8. ترک جمع بدون اطلاع
  9. طفره رفتن از بحث یا دشواری
  10. لغزیدن ناگهانی از زیر سوار (درباره اسب)
  11. لرزیدن و ناتوانی در ایستادن (درباره پاها)
  12. اتخاذ حالت دفاعی در دوئل

مثال‌ها