table

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\tabl\/

اسم

  1. میز
  2. خوان
  3. رستوران؛ (به مجاز) سفره
  4. غذا و خوراک سرو شده.
  5. سطح صاف بالای برخی اشیا.
  6. قاب چوبی زیر فرش.
  7. صفحه‌ای نازک نسبت به طول و عرض.
  8. بخش پهن‌کننده خمیر کاغذ در ماشین کاغذسازی.
  9. دو لایه استخوانی جمجمه.
  10. لوح؛ صفحهٔ فلزی یا سنگی برای نوشتن یا حک کردن
  11. فهرست مطالب کتاب.
  12. جدول اطلاعات پیش از ماشین حساب.
  13. بخشی از پایگاه داده رابطه‌ای متشکل از تاپل‌ها که هر کدام نمونه‌ای از یک شیء را توصیف می‌کنند.

مثال‌ها