برداشتن مایعی که در ظرف یا مکانی (در رودخانه، چشمه و غیره) قرار دارد با استفاده از ملاقه، پارچ، ظرف و غیره.
برداشتن.
کشیدن؛ قرض گرفتن.
مثالها
Puiser de l’eau à la rivière, dans la fontaine. — از رودخانه، از چشمه آب برداشتن.
Puiser à la source. — از سرچشمه برداشتن.
[…] et, puisant dans un pot une épaisseur de rouge, il s’enlumina la trogne à la manière d’un clown ou plutôt d’un ivrogne, […]. — و با برداشتن مقدار غلیظی از رنگ قرمز از درون یک ظرف، صورتش را مانند دلقک یا بهتر بگوییم مست، رنگآمیزی کرد.
Cerise sur le gâteau, les soldes venaient de lui être confiées. Les budgets étaient colossaux et il y puisait avec constance et rapacité pour redistribuer une grande partie aux gradés qui vivaient sur la bête. — به عنوان هدیه، مدیریت حراجها به او سپرده شده بود. بودجهها عظیم بودند و او پیوسته و با طمع از آنها برمیداشت تا بخش بزرگی را میان افسران ارشد که از این موقعیت سوءاستفاده میکردند، تقسیم کند.
Il était allé lui cueillir un bouquet de coucous pour mettre au pied de la statue de la Vierge qui trônait sur un vieux confiturier reconverti en fourre-tout de laines et de tissus où elle puisait pour occuper ses doigts. — او برای گذاشتن پای مجسمه مریم که بر روی یک کمد قدیمی که حالا انباری پشم و پارچه شده بود، دستهای گل پامچال چیده بود و او از آنجا برمیداشت تا دستانش را مشغول کند.
Puiser à la source, aux sources, lire, consulter les documents originaux sur les matières dont on traite. — از سرچشمه، از منابع اصلی برداشتن، یعنی خواندن و مراجعه به اسناد اصلی درباره موضوع مورد بحث.