piocher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pjɔ.ʃe\/

Conjugaison du verbe piocher

فعل

  1. با کلنگ کندن، شخم زدن.
  2. با کلنگ جابه‌جا کردن.
  3. زمین را کلنگ زدن.
  4. (عامیانه) سخت کار کردن، خرخوانی کردن.
  5. (کارت‌بازی و غیره) کارت کشیدن، از میان چیزهای زیاد برداشتن.
  6. محکم، پیاپی و پر سر و صدا ضربه زدن.
  7. جنگیدن؛ مبارزه کردن.

مثال‌ها