profiler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁɔ.fi.le\/

Conjugaison du verbe profiler

فعل

  1. کشیدن یا نشان دادن از نیم‌رخ
  2. شکل دادن به خطوط و حاشیه‌های یک اثر معماری یا نجاری
  3. توصیف کردن پروفایل یا مشخصات کسی/چیزی
  4. توصیف کردن پروفایل روان‌شناختی یک مجرم (پروفایل‌سازی)
  5. پدیدار شدن خطوط یا سایه‌روشن چیزی (نمایان شدن)

مثال‌ها