percuter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pɛʁ.ky.te\/

Conjugaison du verbe percuter

فعل

  1. برخورد کردن، کوبیدن (با شدت)
  2. درگیر شدن، رودررو شدن
  3. دق کردن (ضربه زدن در معاینه پزشکی)
  4. متوجه شدن، دوزاری افتادن (عامیانه)
  5. فعال کردن یک مکانیسم با ضربه دست (چاشنی زدن)

مثال‌ها