heurter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\œʁ.te\/

Conjugaison du verbe heurter

فعل

  1. برخورد کردن، خوردن به؛ ناگهان با چیزی تماس پیدا کردن.
  2. تصادف کردن، اصابت کردن با چیزی
  3. در زدن، کوبیدن به در
  4. درافتادن با؛ مخالفت کردن و رنجاندن، مثلاً احساسات یا باورهای کسی را.
  5. به مانعی جدی برخوردن؛ به بن‌بست خوردن.

مثال‌ها