perdre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pɛʁdʁ\/

Conjugaison du verbe perdre

فعل

  1. از دست دادن
  2. (امتیاز و سود) از دست دادن
  3. (عزیزان) از دست دادن
  4. از دست دادن بخشی از خود یا کاهش توانایی یا امتیازی
  5. رشتهٔ ماجرا را گم کردن
  6. نداشتن چیزی که قبلاً داشته
  7. از دست دادن یا رها کردن چیزی که دنبال می‌کرده
  8. گم کردن (شیء)
  9. گم کردن راه؛ گمراه کردن
  10. (s'y perdre) سر در نیاوردن، گیج شدن
  11. تلف کردن، هدر دادن
  12. باختن
  13. زیان کردن، سود نبردن
  14. فروش چیزی ارزان‌تر از قیمت خرید
  15. کاهش ارزش یا کیفیت
  16. به نابودی کشاندن، بی‌آبرو کردن
  17. به تباهی کشاندن (اخلاق)
  18. خراب کردن یا آسیب زدن به چیزی
  19. نشنیدن یا ندیدن
  20. (با مرگ) از دست دادن

مثال‌ها