noyer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\nwa.je\/

Conjugaison du verbe noyer

فعل

  1. غرق کردن؛ با فرو بردن در آب خفه کردن.
  2. موتور را با بنزین یا آبِ زیاد خفه کردن.
  3. زیرِ آب بردن؛ آب‌گرفته کردن.
  4. در میانِ انبوه گم و ناپیدا کردن.
  5. غم را در شراب غرق کردن؛ برای فرار از مشکل به الکل پناه بردن.
  6. در مجموعه‌ای بزرگ یا درهم حل و ناپیدا کردن؛ محو کردن.
  7. خود را در آب انداختن و غرق کردن؛ خودکشی با غرق شدن.
  8. گم شدن، درماندن؛ از پسِ کار برنیامدن.
  9. در بازیِ گوی، گوی را از خطی که پشتِ هدف کشیده‌اند فراتر بردن.

اسم

  1. گردو، درختِ گردو؛ درختانِ بزرگ و خزان‌کننده از سردهٔ Juglans که میوهٔ گردو می‌دهند.
  2. چوب درخت گردو (چوب گردو).

مثال‌ها