nu

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ny\/

صفت

  1. برهنه؛ بی‌جامه
  2. بی‌چیز؛ دست‌خالی و تنگ‌دست
  3. بی‌پوشش؛ لخت و عریان، بی‌روکش یا آرایه
  4. بی‌آرایه؛ خشک و بی‌جلوه
  5. بی‌پرده؛ بی‌بزک و بی‌پوشش

اسم

  1. برهنه؛ پیکرهٔ عریانِ زن در نقاشی و مجسمه
  2. بخش‌هایی از پیکر که پارچه می‌پوشاند اما فرمِ تن را پنهان نمی‌کند
  3. بخشِ لخت و نمایانِ بدن
  4. برهنگی
  5. سادگیِ محض؛ نبودِ آرایه
  6. سطحِ صافِ دیوار؛ بخشی که برجستگی و آرایه ندارد
  7. برهنگان؛ کسانی که جامه ندارند

مثال‌ها