juste

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · قید · اسم · /\ʒyst\/

صفت

  1. عادلانه؛ منصفانه
  2. بجا؛ موجه؛ روا
  3. دقیق؛ درست؛ اندازه
  4. تنگ؛ کوتاه؛ ناکافی
  5. دقیق؛ خوش‌نشان (سلاح)
  6. منطقی؛ معقول؛ سنجیده
  7. تیزبین؛ دقیق در قضاوت
  8. کوک؛ درست (صدا و نت)
  9. (موسیقی) درست (فاصلهٔ چهارم، پنجم یا اکتاو درست)
  10. (در شگفتی و فریاد)

قید

  1. کمی کوتاه‌تر یا تنگ‌تر از آنچه باید
  2. درست؛ دقیق؛ به‌اندازه
  3. کوک؛ با صدای درست
  4. همچنین به معنای دقیقاً
  5. فقط؛ صرفاً
  6. واقعاً، ساده
  7. فقط (برای کم‌اهمیت جلوه دادن)

اسم

  1. عدالت؛ حق
  2. شخص عادل؛ حق‌گو
  3. دادگر؛ منصف
  4. پارسا؛ متدین؛ نیکوکار

مثال‌ها