بین نامزدها، پرهیز از هرگونه رابطه جنسی پیش از ازدواج.
نگه داشتن در اختیار خود.
کسی را نزدِ خود نگه داشتن
ترک نکردن.
کنار گذاشتن، در ذخیره نگه داشتن، نگهداری کردن.
مثالها
Garder un retranchement, une position. — نگهبانی از یک سنگر، یک موقعیت.
La police garde la maison depuis quelques jours. — پلیس چند روز است که خانه را نگهبانی میکند.
Contrairement à ses frères, […], qui marchaient dans les pas de leur géniteur, Michele ne se voyait pas toute sa vie garder les chèvres et les mulets, […]. — برخلافِ برادرانش […] که پا جای پای پدرشان میگذاشتند، میشل نمیتوانست بپذیرد که همهٔ عمرش را به نگهبانی از بزها و قاطرها بگذراند، […].
Certains prétendaient déjà que les casques leur feraient tomber les cheveux. D’autres entrevoyaient qu’ils les garderaient au contraire des rhumes de cerveau. — بعضیها قبلاً ادعا میکردند که کلاهها موهایشان را میریزد. دیگران تصور میکردند که برعکس آنها را از سرماخوردگی حفظ میکند.
Il ne suffit pas de se laver les mains avant chaque repas et de respecter le Sabbat pour se garder du péché. — کافی نیست که قبل از هر وعده غذایی دستها را بشوییم و سبت را رعایت کنیم تا از گناه محافظت شویم.
il lui avait expliqué qu’ils devaient se garder pour leur nuit de noces, qu’en attendant, seuls de chastes baisers leur étaient permis. — او برایش توضیح داده بود که باید خود را برای شب عروسی حفظ کنند، و تا آن زمان فقط بوسههای پاکدامن مجاز است.