garder la tête froide

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɡaʁ.de la tɛt fʁwad\/

فعل

  1. خود را کنترل کردن ، خونسردی خود را حفظ کردن ، خونسرد بودن

مثال‌ها