entasser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.tɑ.se\/

Conjugaison du verbe entasser

فعل

  1. در توده قرار دادن
  2. به طور منظم دریافت کردن چیزی
  3. بدون ترتیب قرار دادن
  4. جمع کردن چندین نفر در یک مکان به طوری که فشرده به هم باشند
  5. پس‌انداز کردن
  6. جمع شدن
  7. به صورت انبوه وارد مکانی شدن

مثال‌ها