discret

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · /\dis.kʁɛ\/

صفت

  1. محجوب، سربه‌زیر، ملاحظه‌کار؛ که جلب توجه نمی‌کند و در گفتار و رفتار خویشتن‌دار است.
  2. رازدار، دهان‌قرص.
  3. گسسته، جدا، ناپیوسته.
  4. (ریاضی) گسسته؛ دربارهٔ فضای توپولوژیکی که همهٔ نقطه‌هایش منفرد هستند.
  5. (رایانه) گسسته؛ دربارهٔ نوع داده‌ای که مجموعهٔ مقادیر ممکنش گسسته است.

مثال‌ها