correction

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ.ʁɛk.sjɔ̃\/

اسم

  1. تصحیح
  2. تغییرات اصلاحی در آثار فکری.
  3. بررسی و نمره‌دادن به تکالیف دانش‌آموزان.
  4. اصلاح غلط‌های حروفچینی.
  5. اجرای اصلاحات در حروفچینی.
  6. استفاده از ماده اصلاح‌کننده.
  7. کیفیت درست بودن.
  8. دقت در نمایش خطوط و جزئیات.
  9. تنبیه یا مجازات.
  10. به‌روزرسانی نقشه با داده‌های جدید.

مثال‌ها