concentrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.sɑ̃.tʁe\/

Conjugaison du verbe concentrer

فعل

  1. متمرکز کردن؛ آنچه را پراکنده است در یک مرکز گرد آوردن.
  2. جمع کردن؛ گردآوری کردن.
  3. غلیظ کردن؛ آبِ مایعی را کم کردن.
  4. در دل نگه داشتن، فروخوردن، مثلاً خشم.
  5. تمرکز کردن؛ حواسِ خود را از هر چه پیرامون است و پرتش می‌کند جمع کردن.

مثال‌ها