chier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\ʃje\/

Conjugaison du verbe chier

فعل

  1. مدفوع کردن.
  2. کثیف کردن، تحقیر کردن.
  3. (با faire ساخته می‌شود) اذیت کردن، حرص دادن، خسته کردن.
  4. عرق کردن، به زحمت انداختن.
  5. یا کردن، درس خواندن، گفتن، فرستادن.
  6. داغ شدن (وضعیت بد شدن).
  7. گوز کردن، باد گلو دادن.

اسم

  1. نام محلی که به رودخانه‌هایی از سنگ‌های آتشفشانی داده می‌شود.

مثال‌ها