chiffonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʃi.fɔ.ne\/

Conjugaison du verbe chiffonner

فعل

  1. چروکیدن، مچاله کردن، به هم ریختن.
  2. نامنظم اما دلپذیر بودن، در مورد چهره.
  3. ناراحت کردن، آزردن.
  4. مشغول کارهای کوچک خیاطی بودن.

مثال‌ها