ouvert

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\u.vɛʁ\/

صفت

  1. باز
  2. گشوده، باز (اعضای بدن)
  3. مهربان و بدون تبعیض
  4. آشکار و واضح
  5. درگیری اعلام‌شده
  6. منطقه‌ای با پوشش گیاهی علفی بیش از ۲۵ درصد
  7. بندری باز برای تجارت بین‌المللی
  8. سرزمینی بدون دفاع طبیعی
  9. (نشان‌شناسی) دربارهٔ ساختمانی که درِ آن رنگی جز رنگِ خودِ بنا دارد
  10. لنگرگاهی که فقط بخشی از آن با زمین‌های مرتفع احاطه شده و در معرض امواج و بادهای دریا است.
  11. شهری بدون استحکامات یا بدون دفاع نظامی که دشمن می‌تواند آن را محاصره کند.
  12. انتخابات حزبی که همه، حتی غیرعضوها، می‌توانند در آن رأی دهند.
  13. مسئله یا پرسشی که هنوز حل نشده است.
  14. مسابقه ورزشی که نتیجه‌اش نامعلوم و پیش‌بینی آن دشوار است.

اسم

  1. بخش باز
  2. عنصر فضای توپولوژیکی

مثال‌ها