ouvrage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\u.vʁaʒ\/

اسم

  1. کار؛ عمل کار کردن
  2. اثر، کار، محصول؛ نتیجهٔ کار، مانند آنچه کارگر می‌سازد.
  3. کار، حاصل؛ نتیجهٔ یک عمل (اغلب به طعنه یا اغراق).
  4. (قدیمی) کار سوزنی، گلدوزی؛ آنچه زنان با سوزن روی آن کار می‌کنند.
  5. اثر، تألیف؛ آفریدهٔ فکری، ادبی یا هنری.
  6. کتاب، اثر، تألیف؛ نوشته‌ای که این آفریده‌های فکری را در بر دارد.
  7. (نظامی) استحکامات؛ هرگونه سازهٔ دفاعی بیرون از دژ که برای تقویت آن ساخته می‌شود.
  8. سازه، بنا؛ ساخت‌وساز (مانند پل، تونل یا سد).

مثال‌ها