éclair

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\e.klɛʁ\/

اسم

  1. آذرخش، برق؛ نور تند و ناگهانی صاعقه که میان ابرها می‌درخشد و پیش از صدای تندر پدید می‌آید.
  2. برق، درخشش؛ هر درخشش پرتلألو و گذرا که بر سطح اشیا دیده می‌شود.
  3. (مجازی) بارقه، جرقهٔ گذرا (مانند بارقهٔ هوش).
  4. (مجازی) بروز ناگهانی و سریع؛ لحظه‌ای گذرا.
  5. اکلر؛ شیرینی کشیده از خمیر شو، با روکش براق و پر از کرم قنادی.
  6. (جانورشناسی) نام دیگر نوعی صدف دوکپه‌ای نازک دریایی.

صفت

  1. برق‌آسا، بسیار سریع (مانند سفری برق‌آسا).

مثال‌ها