éclaircir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.klɛʁ.siʁ\/

Conjugaison du verbe éclaircir

فعل

  1. روشن کردن، روشن‌تر کردن
  2. صاف و شفاف کردن؛ صدا را صاف کردن، یا ظرف و سلاح را برق انداختن
  3. کم‌رنگ‌تر کردن رنگ پارچه
  4. کم‌غلیظ کردن، در مورد مایعات
  5. کم‌فشرده کردن، کاهش تعداد
  6. واضح و قابل فهم کردن
  7. به طور واضح چیزی را به کسی اطلاع دادن (با مفعول مستقیم شخص)
  8. روشن شدن، روشن‌تر شدن
  9. کمتر تهدیدآمیز یا نگران‌کننده به نظر رسیدن
  10. کم‌فشرده شدن، کاهش تعداد

مثال‌ها