عمل روشن کردن؛ توزیع نور طبیعی یا مصنوعی. (نورپردازی، روشنایی)
تجهیزاتی که برای روشن کردن استفاده میشود. (سیستم روشنایی)
روش خاص دیدن یا در نظر گرفتن چیزی. (رویکرد، زاویه دید، چشمانداز)
مأموریت جمعآوری اطلاعات که به گروهی از پیشاهنگان سپرده میشود. (عملیات شناسایی)
مثالها
La cire d'abeille est, de temps immémorial, employée à l'éclairage. — موم زنبور عسل از زمانهای بسیار دور برای روشنایی به کار رفته است.
Les marchands se contentent, pour tout éclairage, des maigres rayons que les becs de gaz envoient à leurs vitrines. — بازرگانان برای تمام روشنایی به پرتوهای ضعیفی که مشعلهای گاز به ویترینهایشان میفرستند بسنده میکنند.
Rien ne resplendit plus, après minuit, que cinq ou six débits mal fréquentés dont l'éclairage ourle le trottoir d'un morne flamboiement. — پس از نیمهشب هیچ چیز بیشتر از پنج یا شش دکان کمرونق که روشناییشان پیادهرو را با درخشش کسلکنندهای حاشیه میکند، نمیدرخشد.
Ngala était sombre, étant dépourvue de tout éclairage municipal. — نگالا تاریک بود، زیرا از هرگونه روشنایی شهری محروم بود.
L'éclairage artificiel sera l'éclairage électrique qu'on utilisera soit avec des lampes à filaments métalliques soit avec des lampes à arc renversé. — روشنایی مصنوعی، روشنایی الکتریکی خواهد بود که یا با لامپهای رشتهای فلزی یا با لامپهای قوسی معکوس به کار گرفته میشود.
Il était rentré dans une minuscule piaule, dont l’éclairage qui valait pas lerche reposait au père Lachaise, qui fouettait grave le chacal ! — به اتاقک کوچکی برگشته بود که روشناییاش به هیچ دردی نمیخورد و در قبرستان پدر لاشز قرار داشت، چیزی که شغال را سخت تازیانه میزد!