سوزشِ تند و گزندهای که در برخی بیماریها حس میشود.
شور و شوق؛ گرمی و تندیای که آدمی با آن به کاری روی میآورد.
شور عشقی
مثالها
L’ardeur du feu. — حرارت آتش.
L’ardeur du soleil. — حرارت خورشید.
Pendant les ardeurs de la canicule. — در طول گرمای سوزان تابستان.
L’ardeur de la fièvre. — گرمای تب.
Ardeur d’entrailles. — سوزش امعا.
Cette Messinaise était une petite femme appelée Rosina, fort brune, mais portant dans ses yeux noirs et fendus en amande toutes les ardeurs du soleil de la Sicile. — این زن اهل مسینا زنی کوچک به نام روزینا بود، بسیار تیرهپوست، اما در چشمان سیاه و بادامیشکلش تمام شور خورشید سیسیل را داشت.