affiner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.fi.ne\/

Conjugaison du verbe affiner

فعل

  1. ظریف‌تر کردن یا شدن
  2. خالص کردن
  3. رساندن پنیر
  4. رسیدن به راه‌حل بهتر
  5. کسب آداب، رفتار و زبان جامعه (درباره شخص)
  6. ظریف‌تر شدن، کاهش وزن و تغییر اندام
  7. غافلگیر کردن با ظرافت
  8. عبور دادن از دستگاه تصفیه
  9. نوک زدن به میخ
  10. تقویت کردن مقواهای صحافان
  11. از بین بردن حباب‌های ذوب در شیشه
  12. صاف و آرام شدن (درباره هوا)

مثال‌ها