sentiment

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\sɑ̃.ti.mɑ̃\/

اسم

  1. حسِ دریافتِ مستقیم؛ توانِ درکِ چیزها بی‌یاریِ استدلال و تجربه
  2. احساس، عاطفه، هیجان؛ هر پدیدهٔ زندگیِ عاطفی
  3. احساساتی بودن؛ زودرنجی و زود متأثر شدن
  4. (قدیمی) حس؛ توانِ حس کردن و هوشیاری
  5. نظر و گمان؛ آنچه کسی دربارهٔ چیزی می‌اندیشد یا حس می‌کند
  6. (شکار) رد و بویی که شکار بر جای می‌گذارد

مثال‌ها