parc

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\paʁk\/

اسم

  1. پارک، باغِ بزرگ؛ زمینی گسترده و محصور با درختان، چمنزار و گاه آبگیر که برای تفرج نگهداری می‌شود.
  2. محوطه وسیع محصور
  3. مرتع محل پروار کردن گاو
  4. حصار حصیری برای محصور کردن گوسفندان در تابستان
  5. محوطه‌ای از پارچهٔ برزنتی برای به دام انداختنِ گرازها.
  6. حصار یا جایی آماده‌شده برای گرفتن یا نگهداریِ ماهی، و به‌ویژه برای پرورشِ صدف؛ مزرعهٔ صدف.
  7. پارکِ کودک؛ محوطهٔ کوچکِ محصور برای نگه داشتنِ کودکِ خردسال.
  8. جای انبارِ تجهیزاتِ توپخانه، بالن یا هوانوردی.
  9. ستونِ خودروهایی که تجهیزاتِ توپخانه، مهندسی و تدارکات را پشتِ سرِ ارتش می‌برند؛ امروز در سازمان‌ها به معنای ناوگانِ خودرو.
  10. ناوگان؛ مجموعهٔ تجهیزاتِ هم‌نوعِ یک سازمان، مثلاً خودروها یا رایانه‌ها.

مثال‌ها