parcage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\paʁ.kaʒ\/

اسم

  1. عمل محصور کردن
  2. محصور کردن گوسفندان در مزرعه
  3. گذاشتن صدف در حوضچه
  4. پارک کردن خودروها
  5. قرارگیری هدهای خواندن دیسک سخت روی ناحیه فرود
  6. بخش ویژه هواداران تیم مهمان در ورزشگاه

مثال‌ها