nécessairement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · /\ne.se.sɛʁ.mɑ̃\/

قید

  1. به شکلی ضروری؛ از روی نیاز مطلق. (الزاماً)
  2. بدون شک؛ به ناچار؛ اجتناب‌ناپذیر. (قهراً، حتماً)
  3. در تضاد با کلمه آزادانه استفاده می‌شود. (به اجبار)

مثال‌ها