abîmer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.bi.me\/

Conjugaison du verbe abîmer

فعل

  1. خراب کردن
  2. خراب شدن
  3. از کیفیت انداختن.
  4. به شدت آسیب رساندن.
  5. خراب شدن.
  6. اضطراری فرود آمدن در آب، غرق شدن.
  7. کاملاً در فکری، احساسی یا سبک زندگی غرق شدن.

مثال‌ها