résonance

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁe.zɔ.nɑ̃s\/

اسم

  1. خاصیت طنین‌اندازی، پژواک
  2. رزونانس، تشدید (در فیزیک)
  3. رزونانس (در شیمی)
  4. طنین صدا، ادامه و کشش صدا
  5. بازتاب، انعکاس (در اذهان عمومی)
  6. اثرگذاری عمیق (روی فرد)

مثال‌ها