respectivement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · /\ʁɛs.pɛk.tiv.mɑ̃\/

قید

  1. به ترتیب
  2. به شکلی که هیچ‌کدام مناسب قاعده نیستند

مثال‌ها