demeurer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\də.mœ.ʁe\/

Conjugaison du verbe demeurer

فعل

  1. مدت کافی در جایی توقف کردن. — نکته: با فعل کمکی être صرف می‌شود.
  2. سکونت داشتن، اقامت کردن. — نکته: با فعل کمکی avoir صرف می‌شود.
  3. دائمی بودن، ماندن، ادامه داشتن.
  4. در وضعیت معینی بودن، ماندن.
  5. آنچه برای کسی محفوظ، باقی‌مانده یا واگذار شده.
  6. باقی ماندن.

مثال‌ها